تبليغاتX
آش ایرونی سال 1386 را سال کوروش بزرگ بنامیم
 مومنین به که رای خواهند داد؟!!!

مومنین به که رای خواهند داد؟!!!

با اتمام مهلت استعفای متقاضیان کاندیداتوری مجلس از مصادر دولتی، بطور طبیعی حداقل در بیرجند و خراسان جنوبی دست اکثر «اصول گرایانی» که داعیه و سودای کاندیداتوری مجلس را دارند، به طور واضح و روشن رو شد -هرچند که پیش از این هم به صورت شایعات و شنیده هایی از اطراف و اکناف این تقریباْ این مسئله روشن بود- همچنین پس از پایان این مهلت و تعدد چهره های شاخص مستعفی اصولگرایان مبین چند پارچگی و عدم وحدت شدید بین اصولگرایان خراسان جنوبی است...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط مصطفی رسته مقدم در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 و ساعت 12:39  
 برای آزادی بیان

پیش از دستور: برخی شنیده ها از طریق برخی از دوستان حاکی از آن است که باز وبلاگم در برخی از «آی اس پی» ها گرفتار تیغ تیز فیلترینگ شده است، البته امیدوارم که این دفعه دوستان اشتباه کرده و موضوع صحت نداشته باشد، چون هنوز در «آی اس پی» مورد استفاده خودم فیلتر نشده ام، اما به هر حال تصمیم گرفته ام بنا به پیشنهاد "عیسی سحر خیز"در اعتراض به محدودیت «آزادی بیان»، سانسور و خود سانسوری این پست را سفید بفرستم.

**برای آزادی بیان

 

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط مصطفی رسته مقدم در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 و ساعت 0:28  
 شهر در امن و امان است،سلطان بسلامت!!!

شهر در امن و امان است،سلطان بسلامت!!!

خدا را شکر این قدر اوضاع آرام و بر وفق مراد است و ایام به کام همه، که هیچ بهانه ای به دست ما بهانه گیران نیست تا مطلبی بنویسیم و زمین و زمان را به هم بدوزیم و با قلم های فاسدمان!!! لجن پراکنی کنیم!!!

خوشبختانه در این ایام که دولت مهرورزی بر سر کار است، هیچ مشکلی نیست و همه خوشی زیر دلشان زده، مردم شاد، دولتیان خدمتگزار، قیمت ها ارزان، روزنامه ها آزاد، دانشجویان سرحال، پرستاران خوشحال، معلمان راضی، حقوق شان کافی و هیچ سایت و روزنامه و دانشجویی هم در این دولت فیلتر، توقیف یا زندانی نشده، وبلاگ نویس ها هم آزادند هر اراجیف و چرندیاتی که می خواهند چه در نقد و چه در مدح دولت بنویسند!!! مگر کسی برای حرف آنها تره هم خورد می کند؟!!! چون آنها مشتی جوان بیکار لاابالیی هستند که هیچ کار ندارند جز اینکه بنشینند و به در و دیوار گیر بدهند، دولت هم مسلماْ به آنها کاری ندارد و مسلماْ هیچگاه به فکر اینکه آنها را فیلتر کند هم نمی افتد...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط مصطفی رسته مقدم در شنبه بیست و سوم تیر 1386 و ساعت 12:36  
 اعتراضی برای بقا

پیش از دستور:این دو هفته اصلاْ حال و حوصله نوشتن نداشتم اما اصلاْ فکر نمی کردم که یادداشت بعدیم در مورد توقیف "هم میهن" بنویسم.اس ام اس "محمدرضا یزدان پناه" بسیار کوتاه،غافلگیر کننده و البته غم انگیز کننده بود:"هم میهن توقیف شد"، باورم نشد، شوکه شده بودم، یه زنگ به خودش زدم ولی کلی خجالت کشیدم چون اصلا ْ حال و روز خوشی نداشت، این رو می شد تو همون چند کلمه ای که حرف زد فهمید،سریع قطع کردم تا دیگه بیش از این نمک به زخمش نپاشم... 

این روزها گویا اصلاْ خوشی به هیچ کس نیامده، خبر توقیف هم میهن هم کلی تاسف بار بود،چند روز قبلشم که چشمان روشن شد به خبر لغو پروانه مشارکت!!!این هم از مصادیق زیادی "مهرورزی" و "عدالت محوری."

 

اعتراضی برای بقا

 

این قدر از این خبرها شنیده ایم که دیگر برایمان عادی شده، شنیدن هر روزه اخبار توقیف نشریات و مطبوعات آن قدر بی رگ و بی بخارمان کرده که دیگر برای مان مهم نباشد که در این مملکت برای "آزادی بیان" پشیزی ارزش قائل نیستند،چه رسد به اشک های سردبیر و خبرنگاران و کارکنان هم میهن!!!

 

عادت کرده ایم که هر روز محدود تر از قبل شویم و "کک"مان هم نگزد،عکس العمل "شانه بالا زدن مان را بی قید که توقیف شد!!!چه حیف!!!" به یک اپیدمی مرگبار تبدیل شده!!!... اما... اما امروز؛ روز اعتراض است، اعتراض به توقیف هم میهن، تنها اعتراض به توقیف یک روزنامه نیست، اعتراض به توقیف "آزادی بیان" است، اعتراض به محدودیت آزادی های مدنیست، اعتراض به هتک حرمت حقوق شهروندی و توهین به فهم و شعور آنانی است که هیچ گناهی ندارند جز آنکه فقط می خواهند بدانند و آنانی که تنها جرمشان بالا بردن سطح آگاهی های جامعه است، اعتراض به توقیف هم میهن، اعتراضی برای بودن و ماندن آگاهانه است.

 

در این مملکت که "جانی بهای انتقادیست" در راه "آزادی بیان" قربانیان زیادی داده ایم،اما این بار نباید از پای بنشینیم و دست بر روی دست تنها نظاره گر پر پر شدن "روزنامه" و "اندیشه"ای دیگر باشیم.بازهم تاکید می کنم، اعتراض به توقیف هم میهن، تنها اعتراض به توقیف یک نشریه نیست، بلکه اعتراض به توقیف آزادی بیان است. پس باید دست به دست هم دهیم تا با پایه ریزی اعتراضی مدنی از مرگ "آزادی بیان" جلوگیری کنیم.

 

هم ميهن توقيف شد- محمد رضا یزدان پناه

درختانِ ایستاده ، هرگز نمی میرند- احمد علی حسینی

برای روزنامه نگاران مهاجر در روزنامه های کله گنجشکی- داود روشنی

هم میهن نمرد،ما نمی میریم- فرید مدرسی

هم میهن توقیف شد- اکبر منتجبی

کرکره مان را پایین کشیدند- جواد روح

خداحافظ هم میهن- مریم شبانی

دیگر هم میهن نداریم- نفیسه زارع

این خبرهای فوری- پرگاس

هم میهن در محاق- مقداد توانانیا 

باران و هم میهن- کوهزاد اسماعیلی

هم میهن مرد؛از بس که ما جان نداریم- آرش بهمنی

تاریخ تکرار می شود- مهدیه قافله باشی

باز هم توقیف برای هم میهن- احسان تقدسی

نفس هم میهن بند آمد- مسیح علی نژاد

در سال اتحاد ملی هم میهن توقیف شد- سیستم ظریف

امشب تا صبح می نویسم- ثمانه قدرخان

گزارش تصویری از توقیف هم میهن- حجت سپهوند

روزنامه هم میهن توقیف شد- سهام الدین فراهانی

توقیف هم میهن و ایلنا- مریم حسین خواه

هم میهن توقیف شد- عباس عبدی

هم میهن و ایلنا توقیف شدند- فهیمه خضرحیدری

هم میهن توقیف شد- مهدی افروز منش

روزنامه هم میهن توقیف شد- مجید توکلی

متاسفم،فقط همین- کافه تیتر

شوک- علی حق

مث پروانه ای در مشت- مهدی تاجیک

هم میهن و صد دلتنگی برای تجربه هایی که دیگر نیست- گیسو فغوری

توقیف هم میهن،زنگ خطر برای توقیف روزنامه های اصلاح طلب- محمد آقا زاده

اگر سیزیف اسطوره هم باشی، این ته خط است- لیلی نیکو نظر

ای وای دلم- معصومه ناصری

ما می مانیم- خسرو نقیبی

پایان ماه عسل مطبوعات- سجاد سالک

هم میهن توقیف شد- علی خردپیر

نوار قرمز دور هم میهن- صبا شادور

در هنوز بر همان پاشنه می چرخد- کریم ارغنده پور

 رئیس! این شماره همی میهن برای خودم- محمد رحیمی زاده

قول خاتمي براي پيگيري توقيف روزنامه هم ميهن- سایت نوروز

واكنش دكتر معين به لغو امتياز «مشاركت» و توقيف «هم‌ميهن»- سایت نوروز

برای هم میهن- فریبا پژوه

دوستان خسته نباشید- حنیف مزروعی

آموخته ام که دل نبندم- بهرنگ تاج الدین

عکس های آژانس سوره

مستندات یک توقیف- نعمت احمدی(روزنا)

"ذبح هم میهن" و دورخیز جدی محافظه کاران برای فتح دوباره ارکان نظام! - اتوپیا

هم‌میهن دوباره توقیف شد- غدیر نبی زاده

کسی به فکر ما نیست- بابک مهدی زاده

یك فایل گیگابایتی روزنامه‌ای را بست- سمیک

مرگ بر توقیف- نقطه دید

آقايان اگر لازم باشد با بيل و كلنگ هم روزنامه مي‌بندند- نعیمی پور(سایت نوروز)

مرثيه‌اي براي جريان آزاد اطلاعات- محرم براتی

توقیف روزنامه ها برخلاف امنیت ملی است- ارغنده پور(سایت نوروز)

بستن دهان منتقدان هنر نيست- سعید شریعتی(سایت نوروز)

صدای پای فاشیسم از هر سو- عیسی سحر خیز(سایت امروز)

|+| نوشته شده توسط مصطفی رسته مقدم در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 23:30  
 «آندم که غورباقه ابوعطا می خواند!!!»

«آندم که غورباقه ابوعطا می خواند!!!»

تقدیم به همه «غورباقه» ها و «غریبه» های آشنای دنیا!!!

 

پس از آن که در یادداشت «گاف اخلاقی-سیاسی من» به اشتباهم اعتراف کرده و بنا به معیارها و ارزشهای اخلاقی والای شخصیتی خودم، بزرگوارانه بخشی از مطلب «پاسخ به دوستان» را حذف کردم، یکی از آن جماعتی که به خیال خام و باطل خویش تصور کرده بود که از ترس زور پر زورش پا پس کشیده ام، هوس کرده تا نه از باب تهدید بلکه احتمالاً از سر لطف و ارشاد، بنده را گوشمالیی چند دهد...

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط مصطفی رسته مقدم در چهارشنبه ششم تیر 1386 و ساعت 9:45  
 حادثه سوم تیر

حادثه سوم تیر

 

پس از پایان فصل 85-84 لیگ برتر، «مصطفی دنیزلی» سرمربی وقت تیم پاس پس از آنکه تیمش در موقعیتی به مراتب بهتر از تیم رقیبش یعنی استقلال، قهرمانی را به این تیم واگذار کرد، در یک مصاحبه مطبوعاتی گفت:"ما قهرمانی را در سینی طلا تقدیم تیم رقیب کردیم" (نقل به مضمون)

 

به واقع باید اذعان کرد که اصلاح طلبان نیز در همان سال پیروزی در انتخابات را در سینی طلا به رقیب ناشناس اصول گرای خود پیشکش کردند...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط مصطفی رسته مقدم در یکشنبه سوم تیر 1386 و ساعت 22:43  
 گاف اخلاقی _سیاسی من

گاف اخلاقی _سیاسی من!!!

 

این مطلب من شاید بوی محافظه کاری بدهد و برخی از دوستان بعداً مرا از این بابت سرزنش کنند و البته عده ای نیز در دل به من بخندند که زورمان پر زور بود و فلانی مجبور به عقب نشینی شد، اما باید اعتراف کنم که "گاف" اخلاقی و سیاسی بزرگی دادم که بیشتر جنبه اخلاقی آن برای من مهم است. راستش بعد از  تامل در مورد بخشی از مطلب پیشینم که با تذکر برخی دوستان همراه بود، دچار نوعی عذاب وجدان شدم!!!...

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط مصطفی رسته مقدم در یکشنبه سوم تیر 1386 و ساعت 0:36  
 پاسخی به دوستان

پیش از دستور: بعد از مطلبی که در رابطه با نحوه مدیریت مدیران اصلاح طلب در وبلاگم گذاشتم، عده ای از دوستان نکاتی را متذکر شده اند، در همین راستا لازم دانستم تا به تبیین بیشتر مطلب گذشته بپردازم، این مطلب در واقع قرار بود که یک کامنت در پاسخ دوستان باشد اما به دلیل طولانی شدن آن دیدم قابلیت تبدیل شدن به یک یادداشت مجزا را دارد.

 

***با عرض سلام خدمت دوستان عزیز آقایان یزدان پناه،نبی زاده،حسینی و دکتر واعظی؛

 

در پاسخ این عزیزان باید عرض کنم که بنده هم قبول دارم که خوب و بد در همه جا وجود دارد، بنده مدعی نشدم که تمام مدیران اصلاح طلب "قدیس" و معصومند، اصلاً سیستم اداری ما از جمله فاسد ترین سیستم هاست، اما این نباید باعث شود که همه را به یک چوب برانیم...

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط مصطفی رسته مقدم در شنبه دوم تیر 1386 و ساعت 9:59  
 اُف بر این اصول گرایی

اُف بر این اصول گرایی

گویا دوستان اصول گرای ما چون هیچ برای عرضه ندارند، برای خالی نبودن عریضه فقط بلدند که دوران پر افتخار ۱۶ سال گذشته و بخصوص دولت پر افتخار اصلاحات را بکوبند!!! به قول ضرب المثل معروف این دوستان ما "کور خودشان هستند و بینای دیگران". یادم هست که در دوران اصلاحات همیشه به مدیران اصلاح طلب ایراد می گرفتم که چرا سالگرد حماسه "دوم خرداد" را با شکوه برگزار نمی کنید؟ و همیشه نیز با یک جواب منطقی که حکایت از وجدان آگاه و بیدار مدیران اصلاح طلب داشت روبرو می شدم:"یک مدیر دولتی نباید در امور کاری و دولتی، مسائل جناحی و حزبی خود را دخیل کند، بلکه باید با همه یکسان برخورد کرده تا خدای نکرده عدالت پایمال نشود" امام متاسفانه علی رغم این جواب همیشه این مدیران سالم و زحمت کش از سوی افراطیون جناح مقابل با انواع و اقسام تهمت ها نواخته می شدند...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط مصطفی رسته مقدم در جمعه یکم تیر 1386 و ساعت 9:8