|
ضرورت تدوین نقشه B (نقدی بر فعالیت های دکتر معین و حامیانش پس از انتخابات 84)
پیش از دستور: رضا خاتمی: اگر ايستادگي در برابر ظلم و انحرافات تندروي است، من به آن افتخار می کنم
ضرورت تدوین نقشه B 1- آن دسته از افرادی که به مجموعه امور جاری نگاه علمی دارند و همیشه و در همه امور از جزئی ترین آنها گرفته تا پیچیده ترین شان با برنامه عمل می کنند، به خوبی از ضرورت تدوین نقشه B برای کارها و برنامه های آینده شان آگاهند. نقشه B یا نقشه جایگزین و یا برنامه ذخیره، به برنامه ای گفته می شود که در صورتی که برنامه اصلی به هر دلیل شکست خورد و با عدم موفقیت روبرو شد و یا حتی شرایط برای عملی کردن آن مهیا نبود، جایگزین برنامه اصلی شده و به عنوان آلترناتیو برنامه اصلی، فرد یا گروه را به سوی هدف و موفقیت رهنمون می کند. ضرورت وجود چنین برنامه ای در پروژه های بلند مدت بخصوص پروژه های بلند مدت اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بیشتر حس می شود...
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط مصطفی رسته مقدم در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 و ساعت 1:56 غوری در معنای آزادی بی نظیر ایرانیان
پیش از دستور: این لینک ها به نظرم بسیار جالب آمد:
مقام رهبری:"مخالف ولایت فقیه،لزوماً ضد ولایت فقیه نیست" رییس مركز افكارسنجی «ایسپا» در نشستی با نمایندگان احزاب اعلام كرد: ریزش 53درصدی آرای احمدینژاد در آزاد ترین مملکت دنیا،از اقامه نماز عید فطر توسط دکتر کدیور جلوگیری شد.
غوری در معنای آزادی بی نظیر ایرانیان باید اعتراف کنم که با سخن احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا مبنی بر این که « اگر آزادی در ایران بی نظیر نباشد، حداقل کم نظیر است» سخت موافقم. در واقع در درستی و صحت این سخن نباید شک کرد و باید قبول کرد که احمدی نژاد به نحو زیرکانه ای در ذیل این سخن حقیقت موجود در ایران را بیان کرده است لیکن برداشت های منتقدان داخلی و خارجی رئیس جمهور از سخن وی بسیار اشتباه و بر باطل بوده است!!! به عبارت دیگر بعد از غوری در ابعاد پیدا و پنهان این سخن در می یابیم که این حرف احمدی نژاد آیینه تمام نمای ایران است. برای این کار تنها کافیست نگاهی به اطراف خویش بیاندازید و بعد با خود فکر کنید که در کدام کشور مدعی دموکراسی، احزاب رسمی و شناسنامه دار آن از حق داشتن ارگان مطبوعاتی محرومند و یا اصلاْ در کدام کشوری که ادعای فرهنگ می کند، داشتن نشریه و مطبوعه برای اتباع آن یک «امتیاز» تلقی می شود؟!!! و یا در کدام کشور متمدن، اقلیت های مذهبی و دینی در آن از حقوق طبیعی از جمله حق تحصیلات عالیه محروم می شوند؟... ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط مصطفی رسته مقدم در سه شنبه هفدهم مهر 1386 و ساعت 2:8 ارزش انسان ( تقدیم به هادی قابل )
پیش از دستور: این شعر را «حمید مصدق» در تابستان ۵۷ سروده است، سی سال از آن زمان می گذرد!!!
ارزش انسان دشتها آلوده ست در لجنزار گل لاله نخواهد رویید، در هوای عفن آواز پرستو به چه کارت آید؟ فکر نان باید کرد و هوایی که در آن نفسی تازه کنیم گل گندم خوب است، گل خوبی زیباست ای دریغا که همه مزرعه دلها را علف هرزه کین پوشانده ست هیچکس فکر نکرد که در آبادی ویران شده دیگر نان نیست، و همه مردم شهر بانگ برداشته اند که چرا سیمان نیست؟ و زمانی شده است که به غیر از انسان هیچ چیز ارزان نیست!!! «حمید مصدق،تابستان 57» |+| نوشته شده توسط مصطفی رسته مقدم در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 و ساعت 0:18 شب قدر از هزار شب بالاتر است
|+| نوشته شده توسط مصطفی رسته مقدم در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 12:10 از کفن پوشی تا رویای دوستی با آمریکا
پیش از دستور: آقای احمدی نژاد در آمریکا و در سخنرانی خود در دانشکاه کلمبیا، از موضع یک فرد دانشگاهی و استاد دانشگاه دو سوال _ که البته پیش از این هم آنها را پرسیده بود _ برای اندیشمندان و بطور اولی جامعه جهانی طرح کرد و خواستار آن شد تا به این دو سوال پاسخی روشن و منطقی بدهند، که البته امری بسیار پسندیده و نیکو بود، لکن همانطور که آقای رئیس جمهور برای خود حق طرح سوال و شنیدن پاسخی منطقی قائلند، من نیز به عنوان یک جوان ایرانی سوالاتی را از رئیس جمهور دارم و برای خود این حق را قائلم تا از ایشان سوال کنم و البته پاسخی منطقی بشنوم. این یادداشت من در واقع مجموعه سوالات من به عنوان یک جوان ایرانی از رئیس جمهور و عملکرد دو ساله ایشان است.
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط مصطفی رسته مقدم در چهارشنبه چهارم مهر 1386 و ساعت 22:45 «در سوگ آزادی عقیده»
پیش از دستور: ۱- این یادداشت را که می نوشتم یاد حرف یکی از دوستان افتادم که او نیز به نقل از دکتر کدیور این حرف را می گفت:«در مملکت ما این گونه است که عده ای از دیگران می پرسند بگویید چه عقیده ای دارید، تا بگوییم که چقدر حق داری!!!»
۲- این لینک هم دیدنش خالی از لطف نیست و به نوعی یادآور خاطرات قدیمه. ببنید می تونید اسم "احمدی نژاد" رو تو این لینک پیدا کنید؟!!!
«در سوگ آزادی عقیده» مدتی از شروع کلاس گذشته بود و دانشجویان که با اخلاق استاد سختگیرشان آشنا بودند، می دانستند که پس از وی نباید وارد کلاس شوند وگرنه استاد به سیاق معمول مانع از حضور آنها در کلاس می شود؛ اما دخترک بعد از این که مدتی از کلاس گذشته بود با لبخندی وارد کلاس شد و وقتی با نگاه معنی دار و غضب آلود استادش مواجه شد با همان لبخند ملیحش به سوال ناگفته استاد پاسخ داد: "شرمنده استاد که وقت کلاس تون رو می گیرم، من فقط برای خداحافظی از شما و بچه ها اومدم، آخه مسئولین دانشگاه حکم اخراج من از دانشگاه را صادر کردند"... ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط مصطفی رسته مقدم در سه شنبه سوم مهر 1386 و ساعت 11:41 |
|



