|
نان خویش از عمل خویش خورم ...
پیش از دستور: هرچه سعی کردم که با توجه به شرایطم ـ نزدیک بودن کنکور ارشد و در پیش بودن سربازی ـ خودم را درگیر مسائل اجرایی در انتخابات پیش رو نکنم، میسر نشد که نشد. دوستان ستاد ائتلاف استان به من لطف داشتند و من را هم بصورت مستقیم درگیر ماجرا کردند. همین جا لازم است از دوست عزیزم علی ظهوری که بزرگوارانه از حق خویش گذشت و اولین نفری هم بود که مرا به پذیرش این حکم ترغیب کرد، تشکر و قدردانی فراوان داشته باشم.
نان خویش از عمل خویش خورم ... ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط مصطفی رسته مقدم در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 و ساعت 15:54 سیاست های ماکیاولیستی اعتماد ملی
پیش از دستور: تیتری که ابتدا برای این مطلب برگزیده بودم «کاری که می توانست خوب باشد» بود، اما به نظرم تیتری که دوست عزیزم جناب محمدرضا یزدان پناه برای این مطلب برگزیده، بسیار زیباتر و گویاتر از تیتر انتخابی خودم بود، لذا با اجازه ایشان، این تیتر را بجای تیتر خودم استفاده می کنم.
باید اعتراف کنم هرچند که از منتقدین سرسخت حزب اعتماد ملی هستم، اما کار این حزب در اتخاذ تاکتیک های مختلف و متنوع را در سطوح مختلف را بسیار می پسندم، هرچند که همه آن را تایید نمی کنم، اما معتقدم که در سیاست اتخاذ تاکتیک های شناور و متنوع از ضروریات است. به عنوان مثال در سطوح بالا و راس این حزب مشاهده می شود که برای گذر از سد نظارت استصوابی به رایزنی و شور و مشورت های پشت پرده و پنهانی با قدرت روی می آورند، در سطوح میانی با اتخاذ تاکتیک «فرار به جلو» قصد آن دارند تا از اتهام «ائتلاف گریزی» که به آنها وارد می شود شانه خالی کنند و به عکس این انگ را به دیگرانی که تمام همُّ و غمِّ خود را برای رسیدن به ائتلافی واحد می گذارند بچسبانند و در سطوح پایین تر نیز گاه با حملات تند و تیز به همفکران سابق(+، +، +) خود سعی بر آن دارند که دامن از آنها برچینند و از آنها فاصله گیرند و خود را پاک و منزه نشان دهند و گاه با «قرآن بر سر نیزه» کردن، تلاش می کنند تا «مظلوم نمایی» کنند و بدین وسیله به سر منزل مقصود برسند... ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط مصطفی رسته مقدم در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 0:11 «تولد ایسنایی که دیگر نیست»
پیش از دستور: ۱- ماه آذر پر است از تولد شخصیتهای بزرگ. دوم آذر تولد جلال آل احمد، سوم آذر تولد دکتر علی شریعتی، بیست و یک آذر ماه تولد احمد شاملو و بیست و چهارم آذر ماه نیز تولد دکتر سروش. ده آذر هم تولد من بود!!! ۲- روز دانشجو و همچنین تولد ایسنا گرامی باد.
«تولد ایسنایی که دیگر نیست» یکی از بهترین هدیه هایی که ملت ایران از دولت پر افتخار اصلاحات در سالروز 16 آذر، روز دانشجو دریافت کردند، راه اندازی خبرگزاری دانشجویان ایران _ایسنا_ بود. احمد مسجد جامعی وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد اسلامی به حق ایسنا را «آبروی» ایرانیان خوانده است و واقعاً نیز همین گونه بود. ایسنا با این که مولود دولت اصلاحات بود اما هیچگاه راه «مجیز گویی» را پیش نگرفت و همیشه سعی کرد تا در مشی خبررسانی خود جانب انصاف را نگاه دارد و در این راه صادقانه عمل کند. به همین سبب ایسنا توانست با تکیه بر شور و نشاط و جوانی دانشجویانی که با جان و دل؛ و بدون هیچ چشم داشتی در آن فعالیت می کردند، بابی نو در عرصه خبررسانی ایران بگشاید و عرصه خبر رسانی ایران را از حالت تک صدایی بدر آورد و در این راه حتی الامکان از نگاه های سیاست زده، ایدئولوژیک و همچنین دید حکومتی پرهیز کند. مطمئناً یکی از ویژگی های بارز ایسنا نگاه انتقادی آن حتی به دولت اصلاحاتی بود که ایسنا حیات خویش را به آن مدیون بود. ایسنا با اتکا به همین شیوه بود که توانست اعتباری بالا و درخور توجه در میان جناح ها و چهره های بنام سیاسی برای خود دست و پا کند تا بدانجا که بارها و بارها بسیاری از مسئولین خود به دنبال مصاحبه با ایسنا بودند. این اعتبار نه تنها در زمینه سیاسی که در سایر زمینه ها نظیر اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و ... هم وجود داشت... ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط مصطفی رسته مقدم در جمعه شانزدهم آذر 1386 و ساعت 23:0 در داغ یک انسان
پیش از دستور: بشنوید این حکایت را که جناب احمدی نژاد باز چشمه ای دیگر از اقدامات محیر العقول خویش را به نمایش گذاشت!!! ایشان اگر تا قبل از این نامه های مردم را می خواندند و به آنها پاسخ می دادند و حواله پول و دوچرخه و واکمن و ... برای مردم می فرستادند، الان گوشی تلفن به دست گرفته اند و شخصاْ با خانه های مردم تماس می گیرند و با آنها حال و احوال می کنند. قضیه از این قرار است که وقتی جناب احمدی نژاد در سفر خویش به بیرجند برای دیدار و دلجویی از خانواده شهیدین رحیمی به دیدار این خانواده شتافتند، برای یکی دیگر از خانواده های شهید دلخوری بوجود آمد که چرا رئیس جمهور از ما هم دلجویی نکرد. به همین مناسبت مادر بزرگوار این شهید بزرگوار نامه ای نوشته و در یکی از جلسات به دست همسر رئیس جمهور می رساند، مدتی می گذرد تا این که دیشب اول هسر رئیس جمهور و سپس خود ایشان به خانه مادر شهید «ح» تماس گرفته و مراتب ارادت خویش را به این شهید و خانواده اش ابراز می دارد و رسماْ از اینکه نتوانسته اند به علت ذیق وقت حضوراْ خدمت خانواده این شهید بزرگوار برسند، از ایشان عذر خواهی می کنند.
در داغ یک انسان اینها همه تنها نمونه هایی کوچکی است از تجاوز به بدیهی ترین حق یک انسان یعنی حق زندگی کردن، توسط دولتی که فریاد اسلام خواهی و پایبندی اش به اصول و ارزش ها گوش فلک را کر کرده است و داعیه پیروی از امامی را دارد که پس از تجاوز به حق یک زن جهود فرمود: «اگر مرد مسلمانی از این غصه دق کند، باز کم است» لکن در این زمانه نه تنها کسی از غصه دق نکرده و برای دادخواهی داد مظلوم کاری نمی کند بلکه همه زبان به کام می گیرند و لب از لب نمی گشایند و بنا به مصلحت!!! سکوت پیشه می کنند... ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط مصطفی رسته مقدم در پنجشنبه هشتم آذر 1386 و ساعت 23:28 پیام های تبرئه موسویان
پیام های تبرئه موسویان «حسین موسویان از اتهام جاسوسی تبرئه شد» این خبر بر خلاف ظاهر بسیار کوتاه خود، معنایی بزرگ به دنبال دارد، چه این که بارز ترین نشان از "بحران اخلاق" در عرصه سیاسی جمهوری اسلامی است و تایدیست بر این مدعا که طیفی برای آنکه بتوانند به «قدرت» برسند، قدرت خویش را حفظ کنند و در آن باقی بمانند، از هیچ کوششی حتی اقدامات «غیر اخلاقی» فروگذار نیستند و در این راه حاضرند تا حتی با «آبرو» و حیثیت افراد و شخصیت های برجسته و شناخته شده نظام که در سطح بین الملل هم از وجهه و اعتباری بالا برخوردارند، بازی کنند. برخورد با موسویان اگرچه تقریباً سخت ترین و شدید ترین نوع برخورد از این دست با چهره های ارشد نظام بود، لکن اولین آن نبود، چه اینکه شاید بتوان اولین این گونه برخوردها را در جریان انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری مشاهده کرد که در آن، آنها که خود را «شیفته خدمت» معرفی می کردند، در «عطش قدرت» در انجام «بی اخلاقی» های سیاسی کوتاهی نکردند و سنگ تمام گذاشتند، بطوری که «هاشمی رفسنجانی» از شدت این عملیات تخریبی علیه خویش، شکایت به خدا برد. البته رگه ها و بارقه های تولد این روند را می توان در انتخابات دوم خرداد 76 جست که در آن اقتدارگرایان با ساختن فیلمی دروغین که به "کارناوال عاشورا" مشهور شد و همچنین انتشار مقالات سراسر توهین و افترا در نشریه بنیادگرای "یالثارات الحسین" سعی در تخریب و از میدان بدر کردن رقیب خویش را داشتند...
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط مصطفی رسته مقدم در چهارشنبه هفتم آذر 1386 و ساعت 12:1 «غلوم علی»
پیش از دستور: دوری دو هفته ای من از فضای وبلاگ نویسی هیچ دلیلی نداشت مگر خرابی کامپیوتر شخصی ام، این امر البته مسبب آن شد که دستم از زمین و زمان کوتاه گردد و از اخبار دنیا عقب بیفتم!!! و باز البته در این دو هفته موضوعات زیادی پیش آمد کرد که می خواستم در موردشان مطلب بنویسم که خب قسمت نشد، در همین جا از تمام دوستان وبلاگ نویس که از طریق کامنت، اس ام اس، تلفنی و حضوری جویای احوال بنده بودند، کمال تشکر و سپاس را دارم و البته از دوستانی که نگران «جان» من شده بودند!!! نیز تشکر و قدر دانی ویژه دارم.
«غلوم علی» حتماً حکایت آن تیم فوتبالی که قصد مسابقه با تیم آرژانتین را داشت، شنیده اید. مربی تیم قبل از بازی به تمام بازیکنان تاکید اکید کرده بود که حواسشان شش دانگ به "مارادونا" باشد تا نتواند کاری از پیش ببرد، اما در طول بازی که تمام بازیکنان با تمام توان سعی در مهار مارادونا دارند، "غلوم علی" بازیکن خودی توپ را از هم بازی هایش می گیرد و به هوای اینکه دارد به حریف گل می زند، به زیبایی هرچه تمام تر دروازه خودشان را باز می کند. مربی بیچاره هم از فرط عصبانیت فریاد بر می آورد که: "مارادونا را ولش، «غلوم علی» رو بچسبین" حال گویا حکایت این "غلوم علی" و این «گل به خودی» زدن، وصف حال جماعت «اعتدالیون» باشد در میان «اصلاح طلبان» که به نوعی «قوز بالای قوز» برای این طیف بدل شده اند و باید علاوه بر اینکه حواس خود را معطوف به این کنند که مبادا "مارادونا"ی تیم حریف با «رد صلاحیت» گسترده، غیر قانونی و بی منطق، بازی را از اساس بی معنا کند، در عین حال باید این روزها حواسشان به کارهای این به اصطلاح "اعتدالیون" باشد تا دست گلی به آب ندهند و "گلی" وارد دروازه خودی نکنند... ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط مصطفی رسته مقدم در جمعه دوم آذر 1386 و ساعت 23:24 |
|


