تبليغاتX
آش ایرونی سال 1386 را سال کوروش بزرگ بنامیم
 اشتباهی که اصلاح طلبان مرتکب شدند

اشتباهی که اصلاح طلبان مرتکب شدند

 

ماه ها پیش از انتخابات که از سوی طیف های مختلف اصلاح طلبان و میانه روهای سیاسی ایران پیشنهاد حضور حجت الاسلام خاتمی در انتخابات مجلس مطرح شد، بسیاری _ از جمله خود من _ به دلایل مختلف با خرج کردن از حساب افرادی همچون خاتمی مخالفت کردند. یکی بمانند دکتر ارغنده پور در مورد احتمال اجرا شدن پروژه «هاشمیزه» کردن خاتمی توسط اقتدارگرایان هشدار داد و دیگری بمانند «مسعود بهنود» شرایط را برای ورود خاتمی هنوز زود می دانست و بر این عقیده بود که باید کمی صبر کرد تا عزمی ملی و اشتیاقی همگانی از «خاتمی» بخواهد تا در عرصه انتخابات ریاست جمهوری پا گذارد و کشور را از بحران نجات دهد.

 

اما به واقع باید اعتراف کرد که اصلاح طلبان در محاسبات خود باز هم اشتباه کردند، چه اینکه برغم اینکه اصلاح طلبان پیش بینی تنگ نظری بسیار در مورد تائید صلاحیت های نامزدهای منسوب به خود را می کردند اما هیچگاه و به هیچ عنوان پیش بینی چنین اوضاع بغرنجی را نداشتند که از نزدیک به هزار کاندیدای اصلاح طلبی که در سراسر کشور برای شرکت در انتخابات ثبت نام کرده بودند فقط حدود سی نفر صلاحیت شان احراز شوند. به عبارت دیگر اصلاح طلبان خویش را آماده کرده بودند تا باز هم با عقب نشینی های بسیار از تایید صلاحیت چهره های سرشناس خویش بگذرند و با چهره های درجه چندم خود پا به عرصه انتخابات گذارند و این کاملاً بر خلاف آن سخن اولیه اصلاح طلبان مبنی بر حضور در انتخابات برای «نجات ملی» بود.

  

اصلاح طلبان اگر قصد آن داشتند که برای «نجات ملی» وارد صحنه شوند و کشور را از این «بحران» مدیریتی که با آن دست به گریبان است نجات دهند باید با تمام قوا و با تجهیزات کامل وارد صحنه می شدند. برای این امر هم بهتر بود تا چهره هایی مانند خاتمی، هاشمی و کروبی که مثلث تشکیلاتی و ستون های خیمه اصلاح طلبان بودند و وظیفه منسجم کردن و بسیج نیروهای اصلاح طلبان را به عهده داشتند، از پشت صحنه بیرون می آمدند و شخصاً با اعوان و انصار خویش پا به کارزار انتخابات می گذاشتند. این حضور گرچه به ضرر احزاب و نهادینه کردن کار حزبی تمام می شد اما به خودی خود می توانست سلامت انتخابات را تضمین کند چه این که مسلماً در این صورت هزینه رد صلاحیت ها بقدری بالا می رفت که هیئت های اجرایی و نظارت توان قبول آن را نداشته باشند. گذشته از این حتی اگر هم فرض را بر این بگذاریم که بازهم اقتدارگریان برای حفظ قدرت هزینه رد صلاحیت های گسترده را به جان می خریدند، در این صورت کناره گیری چهره هایی نظیر خاتمی، هاشمی یا کروبی از انتخاباتی که از حداقل آزادی ها و سلامت لازم برخوردار نیست هم ضربه ای بزرگ به مشروعیت انتخابات وارد می کرد.

 

این فرض البته در حد «اگر» باقی ماند زیرا که هم تصور حضور همزمان سه ضلع مثلث اصلاح طلبان در انتخابات فرضیست بسیار رویاپردازانه و هم در این که آیا این سه بزرگوار حاضر بودند تا اگر انتخابات از حداقل های لازم به دور بود، از حضور در این عرصه انصراف دهند، جای شک و سوال بود. سوالی که البته پاسخ به آن با توجه به عدم حضور این سه تن در عرصه انتخابات چندان سخت به نظر نمی رسد. لکن اصلاح طلبان باید بپذیرند که اگر قصد «نجات ملی» از این بحران را دارند _ که دارند _ باید با تمام قوا و با قدرت در کارزار وارد شوند، اصلاح طلبان باید شیوه های پیشین مبارزه را که بارها و بارها ناکارآمدی آنها ثابت شده را به کناری بگذارند و با باز تعریف دوباره معنای مبارزه، رقابت را به عرصه های جدید و یا لااقل شیوه های جدید بکشند تا فقط یک واکنش دهنده صرف نباشند و توان آن را داشته باشند تا در بازی ابتکار عمل به خرج دهند.با این اوصاف باید صبر کرد و دید این جناح برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری هم باز به مصلحت اندیشی و به «آزمودنِ آزموده های نخ نما شده گذشته» روی می آورد یا این بار محکم و پر صلابت و تمام قد مقابل رقیب صف آرایی می کند؟!

 

 

|+| نوشته شده توسط مصطفی رسته مقدم در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 و ساعت 0:47