|
ضرورت اِعمال رادیکالیسم اصلاح طلبانه
مسلماً یکی از مهمترین مولفه های اصلاح طلبی و به واقع مهمترین مشخصه اش تاکید آن بر قانون و قانون گرایی است، به طوری که «عمل در چارچوب قانون» یکی از مهمترین شعارهای اصلاح طلبان بوده و هست و تمام سعی شان در دوران حاکمیت، نهادینه کردن قانون گرایی و بارور کردن ظرفیت های بر زمین مانده قانون اساسی بود. بر همین اساس و بر اساس همین آرمان، انتظار مبارزه با بی قانونی و مبارزه با تخطی و سرپیچی از قانون اصلاً و ابداً انتظار بیجا و بیراهی از اصلاح طلبان نیست بلکه اتفاقاً انتظار از اصلاح طلبان آن است تا قبل از هر طیف فکری دیگر و پیش از اتخاذ هر تصمیم و یا در نظر گرفتن مصلحتی، اولاً مراقب باشند تا مبادا خود از دایره قانون و قانون گرایی پا را فراتر ننهند و در وهله دوم با مشاهده هر نوع سرپیچی از قانون از جانب هر کس و یا هر طیفی، فارغ از مصلحت سنجی های معمول بر سر مهمترین آرمان خویش بمانند و در مقابل قانون گریزان از حرمت قانون و قانون گرایی و عمل به قانون دفاع کنند. حال اگر این تخطی از قانون توسط حاکمیت و توسط آنان که مدعی نگهبان قانون اساسی هستند نیز صورت گرفت، نباید خللی در راه اصلاح طلبان برای عمل به مهمترین آرمان شان ایجاد کند. حاکمیت و نهادهای وابسته به قدرت و بخصوص شورای نگهبان در مجلس هفتم در عملی کاملاً خلاف قانون، پایه گذار بدعتی شد که به موجب آن قریب به نیمی از نامزدهای آن انتخابات یا رد صلاحیت شدند و یا صلاحیت شان احراز نشد، این رویه هرچند در آن زمان با اعتراض شدید اصلاح طلبان بخصوص طیف مدرن و پیشروی آنها همراه شد، اما متاسفانه این روند در انتخابات مجلس هشتم به نحوی شدیدتر ادامه یافت و می رود تا به یک عادت برای جناح اقتدارگرا تبدیل شود. اصلاح طلبان باید توجه داشته باشند اکنون در یک بزنگاه تاریخی قرار گرفته اند. هرچند اگر بر سر اهداف خویش بمانند، این بیم جدی می رود که حاکمیت همانگونه که در ابتدای انقلاب در مورد نیروهای ملی- مذهبی و نهضت آزادی عمل کرد و آنها را از صحنه سیاسی ایران محو کرد، امروز نیز کمر به حذف اصلاح طلبان ببندد، اما شرکت در انتخاباتی که به صورت غیر قانونی تقریباً تمامی کاندیدهای یک جناح از آن کنار گذاشته شده است، یعنی مشروعیت بخشی به این عمل غیر قانونی و این نیز هیچ معنایی ندارد جز عقب نشینی اصلاح طلبان از مهمترین هدف خود که نقش هویتی برای آنها دارد. اصلاح طلبان همچنین باید توجه داشته باشند که شرکت در این انتخابات ولو به صورت محدود در تناقض کامل با گفته های پیشین خودشان مبنی بر اینکه تنها در انتخاباتی شرکت می کنند که از حداقل استانداردهای لازم برخوردار باشد است. نکته دیگری که اصلاح طلبان باید به آن توجه داشته باشند این است که هر چه آنها از مواضع و اهداف شان عقب نشینی کنند، اقتدارگرایان پا را بیشتر به پیش می نهند و هر روز بیش از قبل دایره عمل و مانور اصلاح طلبان را محدود و تنگ خواهند کرد. هرچند شاید نتوان به دلیل خصلت توده ای و بی شکل مردم ایران، تاکتیک تحریم را بصورت سازمانی و گسترده به اجرا در آورد ولی حداقل همین حسن را دارد که اولاً به یک اقدام غیر قانونی، مشروعیت نمی بخشد و ثانیاً هزینه های تشکیل یک مجلس فرمایشی را برای اقتدارگرایان بیشتر کرده و نمی گذارد که این اقدامات نامشروع به راحتی به یک عادت و امری عادی برای اقتدارگرایان بدل شود. به عبارت دیگر می توان ادعا کرد در این شرایط تحریم نه تنها اقدام علیه نظام تلقی نمی شود بلکه دقیقاً در راستای حمایت از نظام و منافع ملی است و شاید اغراق نباشد اگر که مدعی شویم که تحریم در این شرایط اصلاح طلبانه ترین راه موجود است. متاسفانه آنچه از بیانیه اصلاح طلبان بیش از هرچیز استنباط می شود این است که این طیف برغم میل باطنی خویش مبنی بر عدم شرکت، بنا بر مصلحت سنجی های بی فایده همیشگی باز هم از اهداف و آرمان های خویش عقب نشسته اند.
اصلاح طلبان اکنون باید به این پرسش پاسخ دهند که آیا زمان آن فرا نرسیده است که با قاطعیت بر سر اهداف خویش بایستند و در این بازی نابرابر با گسترده کردن دایره بازی از یک کنشگر منفعل به یک کنشگر فعال و دارای ابتکار عمل تبدیل شوند؟ به واقع اصلاح طلبان هر تاکتیکی بجز تاکتیک تحریم اتخاذ کنند – حتی تاکتیک عدم شرکت – نوعی حرکت منفعلانه خواهد بود که هیچ نخواهد بود جز تسلیم در مقابل اقتدارگرایان.
|+| نوشته شده توسط مصطفی رسته مقدم در دوشنبه ششم اسفند 1386 و ساعت 13:46 |
|


