تبليغاتX
آش ایرونی سال 1386 را سال کوروش بزرگ بنامیم
 به احترام زنان به پا خیزیم

«به احترام زنان به پا خیزیم»

 

اصولاً خرده جنبش های اجتماعی نظیر زنان، کارگران، دانشجویان و ... گرایش چپ و اصلاح طلبانه دارند، چه اینکه این جنبش ها در واکنش به شرایط نامناسب موجود شکل گرفته و برای احقاق حقوق حقه نادیده گرفته شده شان تلاش می کنند. به همین دلیل اگر دموکراسی را روبنا و پاسداشت حقوق اقشار مختلف بشر را زیربنای یک جامعه مدرن و دموکراتیک بدانیم، این خرده جنبش های مهم و تاثیر گذار از طریق نهادینه کردن مفهوم «حقوق بشر» در جهت تعمیق دموکراسی در لایه های زیرین اجتماعی می کوشند.

 

در این میان جنبش زنان که به عنوان طیف محذوف اما تاثیر گذار جامعه در راه احقاق حقوق خویش می کوشند، نقشی موثر و بی بدیل در طی کردن راه به سوی جامعه ای مدرن و دموکراتیک ایفا می کنند. این جنبش از آن جهت که یک جنبش اجتماعی اصیل و حرکتی ساری و جاری در بطن جامعه است، تلاش دارد تا با تاکید بر حقوق زنان و تفهیم ساده آن به لایه های مختلف اجتماعی، نگاه تبعیض آمیز جنسیتی یا همان «جنس دوم» بودن زنان را حذف و به جای آن نگاه «شایسته سالار» را جایگزین نماید. بدین ترتیب اگر این جنبش به همراه سایر جنبش ها و خرده جنبش های اصلاحی و اجتماعی ایران به موفقیتی دست یابند، می توان امیدوار بود که جامعه ایرانی از یک جامعه «توده وار» گذر کرده و به جامعه ای شکل گرفته و شبکه ای میل کند.

 

اما در این میان جنبش زنان با انتقاداتی مواجه است که می طلبد برای آنکه بتواند در مسیر خویش بهتر گام بردارد، در راه رفع و رجوع آنها بکوشد. یکی از انتقاداتی که به جنبش زنان وارد است این است که این جنبش به مردان که نیمی دیگر از جامعه هستند، بی تفاوت است. چراکه به زعم نگارنده، مشکل زنان و احقاق حقوق ایشان، تنها مشکل خودشان نیست بلکه مشکل جامعه است. به عبارت دیگر همانقدر که زنان پیشرو جامعه می کشوند تا حقوق خویش را به بدنه زنان خاموش جامعه تفهیم کنند، باید دو چندان آن همت گمارند که مردان نیز این حقوق را به عنوان حقوق حقه زنان بپذیرند، در غیر این صورت و اگر چیزی جز این باشد تمام تلاش زنان یا کاری عبث و «آب در هاون کوبیدن» خواهد بود و یا هم منجر به اصطکاکی شدید و البته خطرناک میان پدیده ای به نام «زن مدرن» و فسیلی به نام «مرد سنتی» خواهد شد که می تواند بنیان های جامعه را براندازد.

 

لکن پیش و قبل از این انتقاد، باید گفت که حتی خود جنبش زنان هم در اینکه چه چیزهایی را به عنوان «حقوق حقه» خویش طلب می کند، سر در گم است. زنان پیشرو در این عرصه همیشه مفاهیمی کلی در این باره را به عنوان مطالبات خویش بیان نموده اند و این مفاهیم کلی نیز آنقدر زیبا و البته بدیهی هستند که حتی متحجرترین بخش جامعه نیز با آن مخالفت نخواهد کرد. همان گونه که به عنوان مثال هم اکنون حتی اقتدارگرایان نیز لااقل در ظاهر با واژه هایی– و نه مفهوم – نظیر «دموکراسی»، «حقوق بشر»، «حقوق اقلیت ها» و ... مشکلی ندارند ولی استنباط نیروهای پیشرو و دموکراسی خواه از این مفاهیم بسیار متفاوت و حتی متناقض با معنای مراد اقتدارگرایان از این واژه هاست. آنچه مسلم است جنبش زنان باید معنای مورد نظر خویش از مفاهیم کلیی که به عنوان مطالبات خویش از جامعه و حاکمیت طلب می کند برای بدنه جامعه شرح دهد تا فرق آن با آنچه که دستگاه رسمی حکومتی به عنوان حقوق زنان برایشان جا می اندازد، مشخص شود. لکن از همین جا مشکل بعدی جنبش زنان آغاز می شود، زیرا که طیف های مختلف این جنبش حتی بر سر همین مفاهیم کلی نیز با هم تفاهم ندارند. به عنوان مثال اصلاً و ابداً قابل تصور نیست که آنچه خانم محتشمی پور به عنوان یک فعال زن اصلاح طلب به عنوان مطالبات زنان مطرح می کند با آنچه که خانم ها شیرین عبادی، آیدا سعادت، فاطمه کروبی و مریم بهروزی به عنوان چهره های شاخص دیگر طیف های جنبش زنان مطرح می کنند، یکی باشد. البته این تکثر در ذات خویش به هیچ عنوان بد و مذموم نیست، لکن در این مقطع زمانی باعث خواهد شد تا جنبش زنان نه تنها در طرح اولویت های مطالبات، با مشکل مواجه شود بلکه اصولاً نتواند پیامی درست و واضح از آنچه که می خواهد و به عنوان حقوق زنان تلقی می کند، به جامعه ارسال کند.

 

در عین حال و با تمام این انتقادات، جنبش زنان از آنجا که در متن و بطن جامعه با لایه های زیرین آن سر کار دارد، حرکتی است بسیار نیکو که می تواند «حقوق بشر» را به عنوان زیربنای اصلی یک جامعه مدرن نهادینه کند. گذشته از اینها، جنبش زنان، حرکتی در راستای سیاست ورزی جامعه محور دسته بندی می شود که می تواند با آگاه کردن اقشار متوسط و پایین اجتماع، حرکتی اصلاح طلبانه از پایین به بالا را طرح ریزی کند.

 

 

|+| نوشته شده توسط مصطفی رسته مقدم در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 و ساعت 18:40