تبليغاتX
آش ایرونی سال 1386 را سال کوروش بزرگ بنامیم
 «خوش به حال غنچه ها»

پیش از دستور:

۱- برای دومین سال پیاپی از «دولت مهرورز» در آستانه سال نو عیدی خود را گرفتم!!! وبلاگم به همت دوستان عدالت محور برای بار دوم فیلتر شد!!!

۲- امسال من هم به مانند برخی از دوستان قصد دارم تا با تلویزیونی خاموش دقایق اولیه سال تحویل را سپری کنم. در آستانه سال تحویل، کنار سفره هفت سین، هرچند که در این اوضاع و «این روزگار تلخ تر از زهر» امیدی به "حول حالنا" ندارم اما دعای "یا مقلب القلوب" را از تلویزیون و از بارگاه نورانی حضرت امام رضا(ع) گوش می کنم و بعد تلویزیون را به مدت یک ربع-بیست دقیقه خاموش می کنم تا اوقات خوش آغاز سالم را تلخ و خراب نکنم و در این مدت هم نمازی و دعایی می خوانم و از خدا عاجزانه تقاضا می کنم تا «بار دگر روزگاری چون شکر» را به مردم ایران هدیه دهد.

۳- فرا رسیدن این عید سعید باستانی، آغاز سال نو، فرا رسیدن بهار طبیعت پس از تاریکی و ظلمات زمستان و مهمتر از همه غلبه "نور" بر "تاریکی" را به همه دوستان، آشنایان و حتی کسانی که لطف شان و "رافت اسلامی" شان شامل حال ما شده که هنوز از این بهار لذت ببریم، تبریک و تهنیت عرض می کنم.


«خوش به حال غنچه ها»

 

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک

شاخه های شسته، باران خورده، پاک

آسمان آبی و ابر سپید

برگ های سبز بید؛

عطر نرگس، رقص باد

نغمه شوق پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک می سد اکنون بهار

خوش به حال روزگار!!!

 

خوش به حال چشمه ها و دشت ها

خوش به حال دانه ها و سبزه ها

خوش به حال غنچه های نیمه باز

خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز

خوش به حال جام لبریز از شراب

خوش به حال آفتاب!!!

 

ای دل من گرچه در این روزگار

جامه رنگین نمی پوشی به کام

باده رنگین نمی بینی به جام

نقل و سبزه در میان سفره نیست

جامت از آن «می» که می باید تهیست؛

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم

ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب

ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار!!!

 

گر نکوبی شیشه غم را به سنگ

هفت رنگش می شود هفتاد رنگ!!!

«فریدون مشیری»

|+| نوشته شده توسط مصطفی رسته مقدم در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 و ساعت 0:43